فریاد سکوت

به یک سکوت دو هزار و پانصد ساله احتیاج دارم.

باید خودم را از این طوفان بیرون بکشم....

این روز ها در قامت دختری قدم می زنم که زیاد دوستش ندارم...

می خواهم نت حرفهایم را متفاوت کنم.....از جنس ضد گلوله افکار کوته نگرانه ی مردمان این زمانه...

می خواهم متفاوت باشم.....

                                        جدا از دورنگی ها   !!!

/ 10 نظر / 19 بازدید
! ! !

قشنگ بود [گل]

اشکین

سلامممم خوبی؟ ممنونم از تبریکت[لبخند] [گل] خیلی خوشحال شدم که کامنتت رو دیدم زنده باشی[گل] خوش باشی[لبخند]

اشکین

در این شب پاییزی حرفی برای گفتن ندارم همدل که باشی معنی سکوتم را میفهمی...[لبخند][گل]

علی

سلام دوست عزیز خوش اومدی قدمت بالای چشم

پارسا

سلام دوست عزیز.... نوشته ی آپت عالیه.... خیلی خوشم اومد...... باید خودم را از این طوفان بیرون بکشم... خیلی زیبا بود... تشکر از حضورت[قلب][گل]

geloria

ممنون عزیزم[گل] نوشتت یه عمقی داشت ...

ستاره آبی

خیالم را می نشانم زیر آفتاب وخاطرم را جمع میکنم گوشه ای باغچه باران زده خیالم! گرم است وخاطرم خیس نشسته ام کنار حوض وبرایت ،آرزوی تر وتازه میکنم جور دیگر بیا این بار! تصمیم دنیا زیر باران دیشب خیس شده است...... [گل]

! ! !

khosham miad dir up mikoni vali midoni chi o bezari to bloget [لبخند] linket mikonam[گل]