تقدیم به تو

برایت یک بغل گندم, دلی خشنود از مردم

برایت یک بغل مریم, که مست می شود هردم

برایت قدرت آرش , که دشمن را زنی آتش

برایت سفره ای آماده , حلال و پاک و آماده

برایت یک غزل احساس

دوبیتی های عطر یاس

برایت هر چه خوبی هاست

                                     صمیمانه دعا کردم.

/ 13 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میثم

و در آخر : به سلامتیه نسل من که خسته شد از بس دزدکی بوسید... دزدکی حرف زد... دزدکی در آغوش گرفت... دزدکی عشق بازی کرد... دزدکی دوست داشت... خسته شد.... خسته . . .

میثم

سلام به اسم غوغای دل سپاس گزارم دوست خوب

وحیده

سلام مریم جان خوبی؟ نیستی خوب فراموشم کردی[گل][قلب]

میثم

سلام منتظرم به روز بشی .....

پارسا

سلام دوست عزیز... این نظر لطف توست نسبت به نوشته های وبلاگم..... واقعا ممنونم امیدوارم همیطور که میگی باشه... نوشته های تو هم زیباست اکثر نوشته ها ت رو خوندم با احساس بود و زیبا..... تشکر از حضورت[قلب][گل]

پارسا

Samira Shakiba: مي تواني شب را دريايي ببيني از ستاره ها ماه و نسيمي که از سمت نخل ها وزيدن گرفته است پر از اميد و سوسوي خنده ستاره ها... تشکر از شعر زیبات دوست عزیز [قلب][گل]

داود

جملات زیبائی داشتی . موفق باشی تو دوستی روی من حساب کن . اگه تونستی به وبلاگ من سر بزن..

داود

وبلاگ زیبائی داری . خشحال میشم که به من سر بزنی.

m@ry@m*

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد به دست طفلکی گستاخ و بازیگوش ..... و او یک ریز و پی در پی دم گرم خودش را بر گلویم سخت بفشارد و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد بدین سان بشکند دائم سکوت مرگبارم را